محمدتقى نورى

288

اشرف التواريخ ( فارسي )

خواهد رسيد . « 1 » از نتايج بخت بلند و آثار اقبال سعادت‌پيوند شاهزادهء ظفرمند ، « 2 » در همان روز ( 111 ب ) از « 3 » ارض سعادت‌اندوز رايت نصرت پيرا « 4 » به عزم دشت پرچم‌گشا كردند . « 5 » مزاج هوا مانند دل اعدا « 6 » به نوعى فسرده گشت كه در منزل اول سحرگاهان آب در مطارها يخ بست « 7 » و به نهجى « 8 » سرما دست تطاول گشود كه متاع خوف و اضطراب « 9 » گرما را از دلها ربود . در چمن سنگ بست كه اول منزل جنود ظفر پيوست بود ، آثار فتح و علامات فيروزى « 10 » از ناصيهء احوال روزگار لايح و نمودار و نشانهء نصرت و امارات بهروزى از بشرهء افعال ثوابت و « 11 » سيّار واضح و آشكار گرديد . « 12 » عارفان عاقل و عاقلان بيداردل آن را مقدّمهء نصرت « 13 » و ظفر دانسته ، حمل بر نيروى اقبال و قوّت كار نمودند . شاهزادهء كامكار به ارادهء جزم و رأى « 14 » درست در فكر سرانجام كار افتادند . از حسن اتّفاقات ، در آن سفر از دم‌سردى و برودت هوا چهرهء مطلوب آفتاب مرغوب‌تر از مشاهدهء مه‌رويان خورشيد احتجاب بود و احدى در مدّت مسافرت از گرمى مهر متنفر نشد و آفريده را مجاورت خورشيد در آن عرض عريض متضرّر نساخت « 15 » تا به سعادت و اقبال در كنف حمايت ايزد ذو الجلال و ظلّ عاطفت شاهزادهء بلنداقبال ساحت ارض خلد مثال محل اقامت عساكر ظفر مآل گرديد و آن سفر به خير و عافيت « 16 » به سر رسيد .

--> ( 1 ) . مج : منجر خواهد شد . ( 2 ) . مج : ظفرپيوند . ( 3 ) . مج : كه از . ( 4 ) . مج : رايت ظفر پيرا . ( 5 ) . مج : گشت . ( 6 ) . مج : چون دل تكّه . ( 7 ) . مج : مطاره منجمد شده . ( 8 ) . مج : به نوعى . ( 9 ) . مج : خوف و دهشت . ( 10 ) . مج : ظفر . ( 11 ) . مج : بشرهء احوال كواكب . ( 12 ) . مج : گرديده . ( 13 ) . مج : فتح . ( 14 ) . مج : قوت كار شاهزاده بىهمال نموده به امل فصيح و عزم . ( 15 ) . مج : در آن سفر از برودت هوا و سردى آن هميشه چهرهء آفتاب مطلوب و ديدن خورشيد و مصاحبت او منتهاى مقصود بوده احدى از حدت آن متضرر و متنفر نگشت و طبع هيچ آفريده ازو منزجر نشد . ( 16 ) . مج : عاقبت آن سفر خجسته‌اثر به خير و خوشى .